عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

187

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

كاروان‌در 302 كارواندر - اوّل خاك سرحدّ و مزرعه‌اى است در ميان كوهها واقع و معادل چهارصد اصله نخل در آنجا است و محصول شتوى آن غلّه و صيفى و ذرّت و مالياتش سه يك جنس و خلقش تقريبا چهل پنجاه خانوار و بنگاه رعيّتى آنها هفت و هشت كتوك است . و قلعهء رعيّتى كوچكى هم دارد و هوايش هم دو سه درجه از دمّن گرميش كمتر و آبش زه رودخانه‌اى است كه در خود كارواندر به مصرف مىرسد و فاضل آب ندارد مگر زمستان كه فاضل آبش به‌طرف دمّن مىرود و سيل آب مزيد بر آب رودخانه مىشود . [ در ] كوهستان اطراف كارواندر شكارهاى كوهى مثل غوچ و ميش و تكه و بز زياد [ ست ] و كبك و تيهو بسيار دارد [ 209 ] و درخت بادام تلخ و بنه هم در اين كوهستان و اطراف آن زياد است و اهالى آنجا مغز بادام را گرفته مىجوشانند و بعد از آن خشكانيده در وقت حاجت صرف مىكنند . نمكان - كتيج 303 دست چپ راه سرحدّ يك فرسخى كارواندر دو مزرعه است : يكى نمكان كه قدرى باير و ديمه‌كار است ، و ديگرى كتيج كه اطراف آن جنگل و محصولش منحصر به غلّه است و ملكى مير منكهء سهراب زهى و كسان اوست . و خلق اين دو مزرعه تخمينا سى چهل نفر زن و مرد [ اند ] . در چهار پنج كتوك مسكن دارند و مالكين آن پلاس‌نشين [ اند ] و در هر نقطه كه بخواهند نشيمن مىگيرند و ابتداى خاك سرحدّ از اين نقطه است . گردگشت - سرحد 304 از كارواندر راهى است به منزل آب خان و كلّية راهش هفت فرسخ و رو به شرق شمالى سير مىكند . اگرچه راهش نشيب و فراز بسيار دارد و ليكن كلية رو به فرازست و زمين آب خان از كارواندر مرتفع‌تر [ ست ] و دو فرسخ كه بگذرى به گردنه و گدارى مىرسد كه تنگ گردگشت مىگويند و كوه دست چپ را كوه خصاب و دست راست را كوه گردگشت مىنامند . و همه‌جا در سنگلاخ و تنگهء خيلى صعب العبورى سير مىكند و در كف سيلاب و خشك‌رودى واقع است كه اطراف و كف آن بعضى نخلهاى كوچك خودرو به‌عمل مىآيد و آنها را نخل « پرك » و « داز »